سفینه ی غزل


+ سرودن به وقت خشم

 

هر چه گفتم و باور کردی

از چشمانت... دستهات

از ستاره های خوابیده در نگاهت

_آتش بازی میان زمین و آسمان_

هرچه می دانستی و نبود

از قهوه خوردنت که نظیر نداشت

یا ژست فلسفی ات

"سعدی" خواندنت

_تفاوتت با ماه گردون_

چه خوب

که دروغ بود!

بهار86

نویسنده : شیرین درخشان ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٧
تگ ها: سپید و دفتر شعر
comment نظرات () لینک