سفینه ی غزل


+ مهتاب

کوچه

انتهایی نداشت

تا چشم کار می کرد

سپیدار بود و پنجره

گربه های بی نام ونشان

کیسه های پر از زباله

ردیف

صف کشیده تا افق

کوچه بی عابر

بی توپ و عروسک

بی گریه ی نوزاد بی مادری

رها شده در کالسکه ای کهنه

رها شده در خواب کودکی اش

تا افق امتداد داشت کوچه

بی تو 

بی مهتاب

بی شب...

بهار 91

نویسنده : شیرین درخشان ; ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٤
تگ ها: دفتر شعر و سپید و کوچه
comment نظرات () لینک