سفینه ی غزل


+ تقویم

شعله ها که بخوابند

تمام شده ای

زیر سردترین آفتاب سال

ابرها که ببارند

پاک می شوی

صدایت خش بر می دارد و ..

از "طاقت" می گویی

فردا که سر بزند

مثل امروز

سبزی های ریز شده در سینی طلایی

عطر می پراکنند

لبخند می زنی و بعد...

شاید، تمام شوی

"به همین سادگی".

بهار91

نویسنده : شیرین درخشان ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٦
تگ ها: سپید و دفتر شعر
comment نظرات () لینک