تقویم

شعله ها که بخوابند

تمام شده ای

زیر سردترین آفتاب سال

ابرها که ببارند

پاک می شوی

صدایت خش بر می دارد و ..

از "طاقت" می گویی

فردا که سر بزند

مثل امروز

سبزی های ریز شده در سینی طلایی

عطر می پراکنند

لبخند می زنی و بعد...

شاید، تمام شوی

"به همین سادگی".

بهار91

/ 7 نظر / 5 بازدید
درخت ابدی

در کنار 4 عنصر طبیعی (به صورت صریح یا ضمنی)، استحاله‌ای در شعر وجود داره. امروز: خوابیدن شعله‌‌ها زیر سردترین آفتاب. فردا: بلند شدن عطر سبزی‌های ریز شده در سینی طلایی. گرما، صدا، طاقت، عطر، و لب‌خند از عناصر خاطره‌انگیزند. پشت این شعر خاطره‌ای هست.

ع ل ی ر ض ا

شعر قشنگیه. به‌نظر من اول به آخرش وصل می‌شه ـ انگار از همون اول فرجام کار معلومه ـ در ادامه خیلی فشرده روند رسیدن به اون پایان شرح داده می‌شه؛ پاکی کودکی، تلاش دوران جوانی (صدای خش‌دار) میان‌سالی (طاقت) و پیری (سبزی پاک کردن).

نِد نیک

به همین سادگی... ی سادگی که هر چشمی قادر به دیدنش نیست

فرزانه

چقدر قشنگ بلدي آدم رو هوايي کني خيلي خيلي

رها از چارچوب ها

به همین سادگی خیلی چیزهای به زعم ما پیچیده به همین سادگی نسخه اشان پیچیده می شود

منیره

به! چه سرانجامی ! لبخند میزنی ... و تمام [لبخند]