صدایی که خواهد ماند

سال ها پیش فیلم "شب های روشن" را که دیدم،بسیار گریستم. داستان ناب عاشقانه اش،قلبت را (بدون اغراق) می فشرد ومچاله می کرد. سیلان حس زیبای دوست داشتن در بند بنددلت، همان که این روزها کیمیاست وهرکه چشم وابرویی دارد و غمزه ای شتری می داند، مدعی عشق است.

"صداها را هم نه در سینما، توی خانه دیدم. به شعری می ماند که ترجیع بندش، تنهایی زن است. نه در قالب شعار های رایج و مد روز، دفاع از حقوق زنان، برابری زن ومرد و... بلکه در فرمی به غایت هنرمندانه و حساب شده، بابازی های زمانی کم نظیردر سینمای ایران و روایت از آخر به اول داستان ( که حداقل من به تصویر کشیده شدنش را به این زیبایی ندیده بودم) .

هریک از زنان داستان، در هر سن وسال وطبقه ای که قرار دارند، قربانی قوانین غیر عقلانی و عرف توجیه ناپذیر جامعه اند که عشق وامید و استقلال و خلاقیت را بر زن بر نمی تابد.

اما در پایان، هموست که با نگاه به آینده ای نامعلوم، حق معنوی خود را از حلقوم پر نفرت مردی که ادعای تصاحب او را دارد، بیرون می کشد تا خون سیاوشش پامال نشود.

نگاه مهربانانه ی "سعید عقیقی" _فیلمنامه نویس متفاوت سینمای ایران_ به زن آدم را به یاد نگرش پر لطف "پدرو آلمادوار" به او می اندازد.

"صداها" را بیش از یک بار ببینید، فیلمی که به ما می گوید سینمای ایران هنوز زنده است.

پ.ن١: خواستم در تعریف "صداها" بگویم : فیلم خوب "فرزاد موتمن" ولی به یاد "باج خور" و"پوپک و مش ماشالا" افتادم ! پس می گویم : شعر ناب "سعید عقیقی" که "موتمن" فیلمی از آن ساخت.

پ.ن ٢: نام این نوشته مسلما" نقد نیست. مثل همیشه چند خطی دل نوشته است.

/ 10 نظر / 3 بازدید
مهسا

صدا ها را ندیدم هنوز... اما هنوز هم از یادآوری شب های روشن لذت می برم... از آن فیلم هایست که آنقدر نگاهش می کنی تا تک تک دیالوگ هایش آویزون شه گوشه ذهنت...

مونا

سلام [ماچ][قلب][ماچ] در ميان برف و يخبندان گلي مي درخشد ، همانند عشق من که گرما بخش سرما و بوذان زندگي است. شايد امروز بيايم ، تو را بيشتر از ديروز دوست مي دارم و اين باور هر روز بيشتر مي شود. [ماچ][قلب][ماچ] اس ام اس روزانه اگه خواستي بيا بهم سر بزن با چند تا اس ام اس زيبا ازت پذيرايي مي کنم [گل][گل][گل]

ع ل ی ر ض ا

نمونه ی شاخص این نوع روایت فیلم «ممنتو/یادآوری» از کریستوفر نولان است. من هم فیلم رو روی هم رفته دوست داشتم، به خصوص چندتا بازی خیلی خوب داشت ولی به نظرم از یک جا به بعد جذابیت اش را تا حدودی زیادی از دست می دهد. این جا آن روح زنانه ی ناب آلمودواری جاری نمی شود. افت و خیز موتمن خیلی زیاد است برای همین به ش نمی شود زیاد اعتماد کرد.

درخت ابدی

راستش، من فیلم رو نرفتم ببینم. شنیدم فرم رو نتونسته خوب از آب دربیاره. واسه من موتمن فعلا همون کارگردان "شب های روشن"ه.

نیکادل

سلام شبهای روشن رو چندین بار دیدم و هر بار بیشتر لذت بردم سعی می کنم صداها رو هم ببینم . مدتهاست صدای خوشی از این باب نشنیدم.

نیکادل

راستی بی اذن و اجازه لینک شدید. مرسی از مطالب وزینتان :)

نیلو

سلام...... من صداها رو چند بار دیدم .... و متاسفم که بعضی ها به بهانه چندین فیلم سطحی ایرانی خودشونو از دیدن این فیلم محروم می کنن

محمد

سلام يادداشت خوبي بود. اگه وقت كرديد پست من را هم درمورد صداها بخونيد. موفق باشيد!

هومن

من فيلم شب‌هاي روشن رو نديده‌م. همونه كه از كتاب داستايوسكي اقتباس شده؟

الهام مهران فر

سعید عقیقی را چند صباحیست که می شناسم .به مهربانی فیلمهاشه و اسیری زن ایرانی ترجیع بند همه ی شعر هاش او به من یاد داد از زنانگیم دفاع کنم و نشانیه دنیای دیگه ای رو بهم داد که توی اون زندگی معنای زندگی داره