یلدا نوشت

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

فراق یار نه آن می کند که بتوان گــــــــفت

حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهـــــــر

کنایتی ست که از روزگار هجران گفـــــــت

نشان یار سفر کرده از که پرســـــــــم بــــاز

که هر چه گفت بَریـــد صبا ، پریشان گفت

فغان که آن مه نا مهربان دشمن دوســـــت

به ترک صحبت یاران خود، چه آســـان گفت

من و مقام رضا بعد از این و شکر رقـــــیب

که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت

گره به باد مزن گرچــــــه بر مــــــــــراد رود

که این سخن به مثل ، مور با سلیمان گفت

غم کهن به می سالخورده دفع کنیـــــــــد

که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت

مزن ز چون و چرا دم که بنده ی مقبـــــل

قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت

که گفت حافظ از اندیشه ی تو باز آمـــــــــد

من این نگفته ام آنکس که گفت، بهتان گفت

/ 10 نظر / 5 بازدید
رها از چارچوب ها

غم کهن به می سالخورده دفع کنید غمش موجود و می اش لا موجود ... چاره چیست ای سفینه غزل؟ یلدا خوش گذشت؟

درخت ابدی

گره به باد مزن گرچــــــه بر مــــــــــراد رود

فرواک

سلام یلدا مبارک. بابت فال هم ممنون. ما دیشب جایی دعوت بودیم و حافظ نبود و فال نبود....

فرواک

مرسییی. فال من رو خوندی و خب همین رو می خواستم دیگه. به جای حافظ خوانی زمزمه ی ترانه های ابی و اینا داشتن با گیتار زنی. بد نبود اما دلم یه چیز دیگه می طلبید...

ع ل ی ر ض ا

این‌قدر حافظ زیباست که هرچی بخواهی بگی، انگار ...، زیباست دیگه!

ن.د.ا

فال حافظ شب یلدا بود؟[چشمک]

ققنوس خیس

[گل]

دايناسور

سلام حيف كه زياد " گره به باد" مي زنيم