رودکی

زندگانی چه کـــوته و چه دراز

نه به آخر بمــــــــــــرد باید باز؟

هم به چنـــبر گذار خواهد بود

این رسن را، اگرچه هست دراز

خواهی اندر عَنا و شــــدت زی

خواهی اندر امان به نعمت و ناز

خواهی اندک تر از جهان بپـذیر

خواهی از ری بگیر تا به طَــــراز

این همه باد و بودِ تو خواب است

خواب را حکـــم نی مگر به مجاز

این همه، روز مرگ یکـــــسانند

نشناســـــــی ز یکدیگرشان باز

ناز اگر خواب را سزاست به شرط

نســـــــــزد جز تو را کرشمه و ناز

 

گزینه ی اشعار رودکی، انتخاب و شرح دکتر جعفر شعار،نشر قطره،1370

/ 10 نظر / 14 بازدید
درخت ابدی

رودکی چنگ برگرفت و نواخت باده انداز کو سرود انداخت رودکی بی‌نظیره

صد سال تنهایی

با توجه به زمانی که درش می زیسته و با این آثار یه نابغه بوده

ع ل ی ر ض ا

روحیه کلیِ این شعر رو دوست دارم فقط اون‌جاهاش که یه‌جور نصیحت کردن توش هست زیاد به دل‌ام نمی‌شینه.

نسیم

قشنگ بود.

فرزانه

سلام شیرین می دانی چند وقت بود چیزی از رودکی نخوانده بودم ؟ گمانم از زمان دبیرستان و ...خیلی سال میشه اصلاً داشت یادم می رفت رودکی اسم شاعره خیلی ساده یادمان انداخته که مرگ تنها حقیقتی است که باهاش روبروییم

نِد نیک

آخرش مرگه دیگه چه شاعرانه باشه چه خصمانه. واقعیاته

منیر

ندااااااا ! چی میگی دختر ؟ چون آخرش مرگه خصمانه اش با باقی مدل هاش توفیری نداره ؟ البته تو حق داری ... شرایطی که انسانی که بشه کنارش لااقل راحت مرد گیر نیاد دیگه فکر کردن به زندگی شاعرانه زیاده خواهیه ولی نگو فرق نداره . زندگی رو میشه تنهایی هم ساخت . با اینکه تنهایی درد ناسور است ! .............. غزل جانم دستت دُرست[گل]

نِد نیک

ولی به نظر من این شعر را داره همین را میگه زندگانی چه کـــوته و چه دراز نه به آخر بمــــــــــــرد باید باز؟ خواهی اندر عَنا و شــــدت زی خواهی اندر امان به نعمت و ناز این همه، روز مرگ یکـــــسانند شاعر داره میگه که همه روز مرگ یکسان هستند. مرگ برای همه اتفاق می افته . این واقعیت گریزی ازش نیست.

میله بدون پرچم

سلام این یاد گیری حق شماست همه جا هست [نیشخند] شعر هم هوب بود [گل]

رها

گیتی‌ست کی پذیرد همواری؟ زیبا بود! سپاس!