آبی

نافش را 

با گلبرگِ نیلوفر بریدند

چشمانش آبی شد

دلش

بوی مرداب گرفت.

////////////////

بغضت خاکستری

گریه ات آبی

صورتت را بشوی

بعد از باران

آسمان سپید می شود.

//////////////////

این "مخمل آبی" را ببینید. 

/ 8 نظر / 6 بازدید
درخت ابدی

از دو سطر اول فقط "گلبرگ نیلوفر" رو بذار بمونه. بقیه‌ش حرف دله. یعنی خیلی زیباست.

ققنوس خیس

من حدس می زنم دخترهایی که چشم ِ آبی دارند، یک طور خاصی باشند! به نظرم بارها با خودشان فکر کردند که از مریخ آمده اند! به همین خاطر با خط آخر شعرت موافقم. چشم آبی ها دلتنگ ِ مریخ شان هستند... ... خیلی خوب بود سرکار خانوم. لذت بردم

میله بدون پرچم

سلام [گل] ضمناً آقای ققنوس خان لطفاً به کامنتهای پست قبل مراجعه نمایید[نیشخند] همینطور فرزانه خانم [لبخند]

فرواک

رنگین کمان دلت را نظاره کن زیباست [گل] /// مثل راپونزل. فقط اون موهاش طلایی شد. راستی کارتون جدیدش قشنگه.

نوشینه

سلام [گل]

محمد رضا ابراهیمی

سلام این انزلی منو کشته. یاد مردابش افتادم با شعر اولت خیلی قشنگ بود. شعر دوم تصویر سازی خیلی عالی داشت. به خصوص با این روزای بارونی تناسب خوبی داشت. دلم خواست صورتمو بگیرم زیر بارون شاد باشی

ع ل ی ر ض ا

نیلوفر آبی نشونه‌ی وصله و جالبه که این‌جا باعث جدایی می‌شه (مگه غیر از اینه که وصل و هجران دو روی یه سکه‌ان). چشم‌ و دل من رو یاد باباطاهر می‌اندازه، یا این تفاوت که این‌جا تقریباً ماجرا عکسه. دومی امیدوارانه‌ست و یه‌جورهایی در ادامه‌ی اولی.

نِد نیک

سلام وجود نیلوفر وسط مرداب خودش یک موهبته