ماهی

ویدیوهای رنگ به رنگ از نی نی های خوش خنده گرفته تا شوخی های دوربین مخفی..

از پیشی و جوجه.. شوخی های تلویزیونی و ... و ...

نشسته ام به پاک کردنشان. گوشی ام دارد می ترکد! اما این آخری از آن هایی ست که همیشه به نیمه نرسیده رهایش می کنم.... نه! این بار باید دل قوی داشت و دید: گزارش دو سه دقیقه ای از سِرو ماهی زنده در رستوران چشم بادامی ها؛ ماهی بینوا را از آب بیرون می کشند... زنده زنده فلس هایش را می کنند... زنده زنده از وسط پیکر نیم جانش را می درند... زنده زنده در آتش سرخش می کنند... عجیب است ولی هنوز زنده است! دهانش را باز و بسته می کند... چشمانش درد و ترس می پراکنند... زنده است و رویش سس مخصوص می ریزند... درست روی زخم هایش!

وقتی سر میز می برندش هنوز دارد دهانش را باز و بسته می کند... سر میز یک خانواده ی نرمال_ از همین هایی که هر روز می بینیم.. شبیه خودمان... شبیه بچه هایمان_ نشسته اند و با اشتها به ماهی در حال احتضار نگاه می کنند. 

تمامش را دیدم!

ماهی در احتضار را می مانم!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميله بدون پرچم

سلام اون رو من چند نما ديدم ازش حالم بد شد... چي بود اه...مثل بيست و سي بود اه [نیشخند]

درخت ابدی

نه دل دیدنش رو دارم و نه علاقه‌شو. چند وقت پیش، خبری خونده بودم که خرچنگ‌های زنده در آب جوش درد می‌کشند تا سرخ شن. این یکی دیگه نوبره و حال‌به‌هم‌زن. نمی‌تونم به همچین غذایی لب بزنم. حس درد تو همه‌ی موجودات زنده وجود داره. چیزی که وصفش کردی به‌شدت جنبه‌ی اساطیری داره. احتمالا نماد حیاته. جمله‌ی آخرت غم‌انگیزه. شیرین و درخشان باش.

فرزانه

سلام اي بابا شيرين جان چه اصراريه خودتو شکنجه بدي؟ من نمي تونم نگاه کنم اين چيزا رو ... اصلا نمي خواهم هم نگاه کنم اين فيلم هاي دعش هم هست همه دست به دست مي چرخونند من حتي يه نگاه هم ننداخته ام چه فايده اي دارد ديدن خشونت و حماقت ديگران اون روز بي بي سي يک مستند داشت درباره يه ماهي يا سم کشنده که ژاپني ها اصرار دارن بخورنش و تميز کردنش خيلي خطرناکه و يه اشتباه ممکنه منجر به مرگ آشپز بشه! خريت و حماقت مرز ندارد حد و اندازه هم ندارد

ميله بدون پرچم

سلام در راستاي مثال آخر فرزانه ياداوري مي كنم كه اين موارد اين تيپي احتمالن خوشمزه ترند كه ژاپني هاي مذكور ول كن نيستند.

مهرگان

عجب سلاخی تمام عیاری!!!نمیشه درک کرد این آدمای عادی شبیه خودمان را [خنثی] زجر کش کردن این زبان بسته ها نمیفهمم چه لذتی میتواند داشته باشد! وقتی این چیزها رو میشنوم هوس میکنم دوباره گیاهخواری در پیش بگیرم...

پنج پنجره

سلام، بر تو «فرزانه» هایِ نیک نهاد نگاه روشنِ خورشیدی ات «درخشان» باد زِ بانوانِ سخندانِ مهربانِ زمین هزار نکته ی باریک تر زِ مو، کن یاد زِ مهربانی بانوی شور و شوقِ سخن بگو، نه ز ماهیِ زنده در کفِ جلّاد تمامِ روی زمین، پُر زِ ظلم قایبلان تمامِ یادِ زمان، شد جهنّم شدّاد که نسلِ جائر قابیلیان برای شکم دریده صد شکمِ ماهییان زنده و زاد زِ دست دیوِ ستمکاره ِ شکم پرور هزار جان گرامی کشید صد فریاد چراغ رابطه ها کُشته گشته، ای بانو نگاه عاطفه ها، مرده در خراب آباد م.ع.چ. 8 بهمن 1393

پنج پنجره

سلام بر بانو شیرین درخشان. از پنجره به سوی سفینه ی غزل ت نظری افکندم و تعاملات پیامکی را در سرای پنج پنجره، بازتاباندم. از حوالی پنجره های ما که گذر کردی، نگاه مهری بیفکن تا غزلی از غزل نوشته هایت را ببینی و بخوانی/م.ع.چ. 8 بهمن 1393

زنبور

سلام. از این مدل دیوونه بازیها زیاد دارند چینیها. راستی چرا ماهی در احتضار را مانی؟