تنها ماری که در آستین پروردم

بافه ای از موی درخشان تو بود

که در باد گم شد

و خورشید نام گرفت

...........................................................................

غار نشینی ساده بودیم

روزی که "دوستت دارم " را

روی دیوار سنگی حک کردی

و اولین بوسه ی جهان

شکل گرفت

 

ش.د

/ 6 نظر / 12 بازدید
فرزانه

سلام سفينه غزلت را به آب هاي درخشان وبلاگستان انداخته اي شعر دوم را خيلي خيلي بيشتر دوست داشتم [قلب]

ندنیک

اولین بوسه جهان متعلق به کی بوده؟[نیشخند]

ميله بدون پرچم

سلام [گل]

هادی

چاره عشق ای رفیقان چاره جوئید بهر عشق *********** هر دمی نزدیک گردد قهر عشق یار ما صبرش به پایان آمده *********** وای از آن نعره ها و جهر عشق از جهان جز سم و زهرابی نماند *********** سرکشید از عشق جام زهر عشق -------------------------------------------- عصر جدید عجب دوریست دور پوچ ماشین *********** زیارتگاه هیچی های بی دین همه هفتاد و دو مذهب یکی شد *********** و نام مذهبش تکنولوژی شد نه عشق و عقل مانده این بشر را ********** همه آداب باشد گاو و خر را ...دروغ هر چه بزرگتر باورش بیش ********** جنون هر چه تباه تر یاورش بیش تلویزیون شده پیغمبر خلق ********** کامپیوتر امام و دلبر خلق عجب بین این بشر در آسمان است ********** ولیکن بنده یک لقمه نان است پائیز 1375 -------------------------------------------- دازگاره ( زادگاه مولف ) چه خورشیدی ز دازگاره عیان شد ********** چه دریائی از آن وادی روان شد چه داغ جان فروزی شد به دلها ********** چه عشق خانمانسوزی بجان شد عجب کشف

زنبور

سلام دومی رو دوست تر داشتم