گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر....

دیروز نشستم که حرف تازه ای بزنم  نشد...مادر مهربان و درد کشیده ام رفت. کم کاریم را ببخشید. و این که چند روزی نیستم. باید گریه ها را تمام کنم و برگردم.

 

پ.ن : دوستان مهربانم، ممنون از تسلیت و دلگرمیتان چه در قالب کامنت و چه خصوصی و ایمیل ...درخت عمرتان سبز.

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دایناسور

سلام خیلی خیلی متاسف شدم خدا رحمتشون کنه و به شما صبر بده

نِد نیک

واقعا متاسفم شیرین جان خدا بهتون صبر بده.

فرواک

ای داد بر من تسلیت می گم. خیلی ناراحت شدم. خیلی. باهات همدردی می کنم شیرین جونم.

سعیده

روحشون شاد.خدا بیامرزتشون.صبور باش.

ع ل ی ر ض ا

تسلیت می‌گم شیرین عزیز. با این‌که خیلی سخته، امیدوارم صبور باشی. روح‌شون شاد. (می‌بخشی دیر متوجه شدم.)

فرزانه

درد و هزار درد ... گریزی از مرگ نیست ...دردی به بزرگی مرگ عزیزان هم نیست تسلیت می گویم

رها از چارچوب ها

یادش گرامی و شانه هایت پرتوان ... پست قبلت شب شراب شد و این خبر تلخت بامداد خمار ... به قول شاملو این زندگی به طرز بی شرمانه ای ... کوتاه است.

شکوفه

سلام متاسفم آن قدر تلخ است که حرفی ندارم

شکوفه

اگر دوست داری همدیگر را ببینیم