تولد

اگر روزی آب می خورده ای و توی دفتر آبی رنگت ثبتش می کرده ای، با خواندن دوباره اش گریه می کرده ای و حالا...قلمت حُناق گرفته است، خودکارت ته کشیده یا بریده بریده می نویسد، ذهنت خالی ست... حتی برای مادر سفر کرده ات نمی توانی نامه ای بنویسی؛ بدان که تمام شده ای_ نه که کفگیرت به ته دیگ خورده_ نه! تمام شده ای. تاریخ مصرف انگشتانت گذشته است و شاید حست... شعورت.

))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

غریبه ای با نام و نشان نا آشنا برایم ای میل زده و تولدم را خیلی شاعرانه و قشنگ تبریک گفته است! نمی شناسمش ولی حس فرا کنجکاوانه ام نمی گذارد از خیر باز کردن ای میلش بگذرم! ( با وجود هشدارهایی که این روز ها می دهند که ویروس ویران کننده ی کامپیوتر به راحتی می تواند با باز کردن ایمیل های ناشناسی که پیوندی هم به همراه دارند به سیستمتان نفوذ کنند و خلاصه به هوش باشید!) ... دنیای رمز و راز هاست دنیای امروز ما! شاید کسی که فکر می کنی غریبه ایست همانی باشد که هر روز می بینیش.. هر روز سلام و احوالپرسی و خلاصه: " ما چون دو دریچه رو به روی هم" . شاید هم خیالی بیش نیست. دلم می خواهد برایش بنویسم ورود یک زن به میانسالی تبریک ندارد! ولی دلم نمی آید، تشکر می کنم و لبخند می زنم.

((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((

این روز ها "بزرگه" غمگین است. هر روز این فکر را مثل یک راز درد ناک با خود حمل می کنم: " من مسؤول غم و اندوه بچه هایم هستم! کارتونی دیدم دیروز؛ مادری که تن پوش درستی نداشت خوابیده بود و موهای خیلی بلندش را روی بچه های خوابیده اش کشیده بود... راستش برایشان خیلی مادری نکرده ام. شاید به خاطر رنجی باشد که آن راز توی سینه به قلبم تحمیل می کند( هر چند حالا دیگر راز نیست!!) عشقم به این دو موجود زیبا تمامی ندارد؛ ولی حس گناه هم کم نمی گذارد... بودن در دنیای محکوم به زوال و بی سر انجامی...

تیر91

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرواک

چرا خیلی ترسناک و البته دردناکه. همین امسال برا هر بچه ای تو دور و برم کادو گرفتم یه نگاه کوچولو به ش انداخت و بعد گذاشتش کنار. بی هیچ خوش حالی. من فکر می کنم این خوش حال نبودن تو بچه هایی که پدر و مادرشان وضع اقتصادی خوبی دارن و همه چی براشون مهیا می کنن بیشتره.

نسیم

سلام. من همش تاخیر دارم[خجالت] تولدتون مبارک. سلامت باشین و پایدار و همیشه کنار بچه ها. خدای عذاب وجدان در مورد دخترم هستم. نوشته تون رو که خوندم بازم یادم اومد ولی میدونم که نباید اینطور باشه. بیشتر برای اینکه خودمون رو فراموش کردیم باید ناراحت باشیم. نمیدونم. به هر حال دنیای ذهنیمون هی مدام داره پیچیده تر میشه و گاهی برای بعصی سوالات واقعا جوابی نداریم.

منیره

تولد نامه ای با این همه اندوه نخوانده بودم زن ! زن باشی ، سراپا راز باشی ، مادر ی بیدار و مهربان هم باشی ، بی شک گاهی ناشاد هم خواهی بود ! اما اندوه فرزندان ....!! ...... گذران سالهای میانسالی به تندرستی ، یکی پس از دیگری ، تبریک داره شیرین جان . چرا که نه ؟ من از اینکه زنده موندم و همسر و بچه هامو تنها نذاشتم از خودم ممنونم ، به تو هم برای مادری زنده بودن تبریک میگم . تا وقتی دردت میاد زنده ای . اندوهت کم شمار و سالهای عمرت بیش شمار و امیدت بیشمار باد! روز قشنگ تولدت مبارک [گل]

محمد رضا ابراهیمی

سلام تولدتون مبارک خسته نباشید به قله رسیدید. ما رو هم دعا کنید سالم برسیم. فکر می کنم این حس غمگین بودن از به دنیا آوردن یه موجود فقط مختص مادرهاست و آقایون درکی از این حس ندارن. آدمیزاد دنیای رازها و رازآلودگیهاست. شاد باشی

وقت من

توهم که وقت من داری چه خوب...

آنا

من آخر از همه دارم تبریک می گم مبارکه 120 ساله بشی با کلی نوه و نتیجه و نبیره و ندیده خود آزاری ما زنای ایرونی هم که تمومی نداره غم می خوریم غم ما را می خورد خواهر جان

میله بدون پرچم

سلام همیشه یکی هست که آخرتر باشه [نیشخند] سالم و تندرست باشید

امین رحیمی

میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است! اونم من که حافظه‌م خداست و بعضی وقتا گیج و خنگم!! تولدتون مبارک!