کوچکسروده ها1

ابرها هم رفتند

شوق یک لحظه ی من پایان یاقت

باز امشب تا صبح

حسرت گریه ی ابر

به دلم خواهد ماند            ۶٩

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

شعر ، تنها حرفه ی آموخته ام

پشت سر جاماند

کهنه دفتر شعرم را

ورق می زنم                 ٨٩

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

به نام صدایت زدم

گفتی:خاموش

خاموش شدم

خانه تاریک است.            ٨٩

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هومن

اشكال اين‌‌جاس كه وقتي سه تا شعر با هم مي‌ذاري،‌خواننده رو خودبه‌خود وامي‌داري كه بگه از كدوم بيش‌تر خوشش مي‌آد؛ در حالي كه شايد اين منصفانه نباشه؛ چون هر شعري كارنامه و منزلت خودشو داره. ولي نظر من: هرسه‌تاش ساده و صميميه و هرسه ساختارشون هايكوييه، ولي من از ابهامي كه در سومي هست بيش‌تر خوشم مي‌آد. به‌خصوص سطر آخرش كه آدم انتظارشو نداره اين‌جوري تموم شه. ببخشيد، ولي برخلاف پريسا و مهسا (با نهايت احترام به نظرشون) اولي رو شعري تكراري با مضموني دست‌مالي‌شده مي‌دونم. ولي مهم‌تر از همه، از اين كه بازم شعر مي‌گي و تاريخ 89 رو زير كاراي خوبت مي‌بينم خوش‌حال مي‌شم.[گل]

مهسا

هنوز نیومدم بابا... امروز صبح ساعت 4 ایران پروازمِ... نفسای آخر رو دارم می کشم...

مهسا

دو زاری من واسه شعر آخر تازه افتاد... خاص بود ... مرسی از جمله ی هومن که دوزاری منو انداخت...

مهسا

ممنونم شیرین جان... راستش برسم ایران به خاطر تعطیلی نمی تونم اینترنت رو وصل کنم... چند روزی تحریمم.. [لبخند]

درخت ابدی

یه مضمون مشترک تو هر سه تا وجود داره که همه رو به هم وصل می‌کنه: چیزی که نیست. با هومن موافقم. سومی شعر نابیه.

پریسا

من شعر سپید رو دوست دارم منتها همیشه از قالب های وزین تر حالا تو هر نوع شعری که باشه بیشتر لذت می برم . حتی تو نثر هم ...... علت اینکه اولیش رو بیشتر پسندیدم اینه :)

فاطمه اروجلو

به نام صدایت زدم گفتی:خاموش تلخ اما واقعی

ع ل ی ر ض ا

توی سه تا انتخاب من (هم) سومی است. اولی با این که برای قبل هاست با بی بارانی این روزها هماهنگ است، شاید انتخاب اش هم برای همین بوده.

مهسا

شیرین جان بی خوابی های شبانه پایان یافته یا سرتون شلوغه ک خبری از آپ نیست؟؟؟

درخت ابدی

خیلی ممنون از نظر قشنگی که گذاشتی[گل] بنویس دوست جان.