نوشته ای از سر بد خلقی

پا به سن که می گذاری، بهار عصبانیت می کند. با طراوتش، پاییزی بودنت را به رخ می کشد انگار.  پژمردگی احساست، زردی نگاهت را...

عصبانیت می کند بهار. گرمای بی موقعش را بهانه می کنی و زیر لب به هر چه بهارست ، ناسزا می گویی و ....

می نشینی به انتظار پاییز. این یار درد آشنا...

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیکادل

شیرین جان بحث سن و سال نیست داستان حال و هواست . من که زاده پاییزم و عاشق پاییز اما گاهی صرفاَ انتظار روزهای بعد التیام خاطری می شه برای کج خلقی های روح ... اما ظاهراَ که گردن بهار خانوم از مو باریکتره [چشمک]

محمد

سلام آپم با جدایی نادر از سیمین تشریف بیارید

ميله بدون پرچم

سلام دوستان منظور شيرين خانم از پا به سن گذاشتن يعني روي سن رفتن براي اجراي برنامه يا گرفتن جايزه و اينها [لبخند] من هم وقتي پا به سن مي گذارم يه كم عصبي مي شم [شوخی]

فرزانه

سلام یعنی من کشته ی کامنت میله ام [نیشخند]

نیکادل

[قهقهه] میله ... میله ...[قهقهه]

ققنوس خیس

مگر نه این است که خود زندگی سن است و ما بازیگرانش ؟ عصبانیت ، آرامش ، شادی و غم و ... همه را پذیرا باش بیا نقشمان را خوب بازی کنیم !!!

درخت ابدی

لایک وحشتناک به کامنت میله. دوست طناز خوب به درد همین وقتا می‌خوره. پس همه با هم[قهقهه]

میله بدون پرچم

سلام مجدد [لبخند] ببخشيد كه نوشته از سر بد خلقي را تبديل به چيز ديگري كردم

نوشینه

سلام موافقم با میله صد در صد ادم وقتی میره روی سن از هیجان زیاد سرگیجه می گیره [نیشخند]

هومن

چه بد! من كه بهار مي‌شه خوش‌حالم چون مي‌بينم كه هنوز زنده‌م. زندگي رو دوس دارم. پاييزم برام معناي زندگي داره. البته آدما با هم فرق دارن و به نظرت احترام مي‌زارم.