کوچکسروده ها

* قیچی باغبانی

در دستان لرزانش...

عطای غنچه را به لقایش بخشیده است

**

اگر بمیرد عشق

سیاه ترین حریر شهر را می پوشد

آهوی دشت میان سالی

***

گل زرد زیبایی

روییده از میان قیر های فشرده

در باد می رقصد

شاد و آرام

****

به گروه خونی ستاره ها نمی خورد

وفاداری و عشق

چشمک می زنند و 

خون به دلت می کنند

*****

چه سایه ی گنگی دارد خیالم

دنگ دنگ کولر 

هو هو ی باد میشود

هوا را می بلعم

بهار90

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوفه

شاید دیده باشم تان! اگر دوستان مشترکی داریم مثل...

نیکادل

سلام شیرین عزیزم . دستانش چنان می لرزید که دلش فرصت لرزیدن برای هیچ غنچه ای پیدا نکرد . اگر بمیرد عشق نوزاد امید هم سیاه پوش می شود . گل زردو سفیدم کی میایی؟ بنفشه برگ بیدم کی میایی؟[چشمک] . ستاره های سربی فانوسکای خاموش من و هجوم گریه از یاد تو فراموش . با این یارانه های هدفمند باید هم که به جای کولر دو تکه کولر دنگ دنگی خنکت کند[نیشخند] . خیلی عزیزی شیرین خانوم ما بلاخره اینترنت دار شدیم

محمد رضا ابراهیمی

سلام دست مریزاد شعرهای کوتاه رو خیلی دوست دارم. به خصوص اینکه اینقدر مفاهیم زیبایی درونش باشه. عالی بود. از قضا من هم چند تا شعر کوتاه گذاشتم تشریف بیارید

ققنوس خیس

[گل]

مهسا

همه شان دوست داشتنی ... آنقدر که نتونستم بگم کدومش یکم بیشتر.اما اولی یه جور دیگه چسبید.[لبخند]

شکوفه

و اگر بچه های مرکز نشر را بشناسی... قسمت بعدی یادداشتهای زن کتارمند را زدم، خوشحال می شوم نظرتو بدونم

مریم

دلنشین بود. خوشحال میشم بهم سر بزنی!